از بخار جنازه ها آهنگی بر نمی آید
زمستان تنهاست
و نت های سیاه
روی سیم های برق
قارقار می کنند
می پرند لای سکوت برف ها
از کدام طرف می آیی؟
باد همه ی جهت ها را به هم ریخته
عزیزم!
زمستان شب های دراز دارد
من کوتاهم
چراغ از روشنی من بگیر
و لب هایم را با خودت ببر
من آوازهای خوبی بلدم
.
.
.
دل خوشکنک ()