همه ي خاطرات جهان

ساعت چنده ؟ هنوز فرصت هست بنویسم؟؟؟؟؟؟؟؟

باران می بارد
نویسنده : مریم(زنی شبیه درخت) - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٤
 

مرا امید وصال تو زنده می داردهرگز

پا از دهانم آن طرف تر نگذاشته ام

سال هاست

زیر سقف این کلمات زندگی می کنم

کلماتی

که قرار بود

روزی نجاتم دهند

¤

بی چتر نمی شود زیر سایه ی این شعر ایستاد

سقفش چکه می کند

که دیشب

شاعرش بی امان

 خودش را بارید تا صبح

شاعر دفترش نم بر داشته

چشمش

دهانش

روحش

و به این فکر می کند

که باید رویاهای خیسش را

زیر آفتاب آسمانی دیگر

 پهن کند

افسوس

انسان تنهایی بزرگی است

که در خودش

               جا نمی شود