باد
زمین را با سرعت نور می چرخاند
و زمستان
هی پشت زمستان
تکرار می شود
بی آنکه خیال جوانه زدن
از آوند هیچ درختی بگذرد
بیهوده سال ها روی یک پا ایستادم
درخت بودنم را
نامم را بگیر و به خاک بسپار
که با هیچ بهاری سبز نمی شوم
نامم را بگیر
یا قسمتی از دریا را به سینه ام سنجاق کن
فروردینی که در من می وزد
باران ندارد
دل خوشکنک ()