نا گهانی ترین دست بود
دستاوردی که از دست رفت ناگهان
چشم هام مرا فاش کرد
و دهانم گفت آنچه را که نباید
باید پایی بیابم
که بشود روی آن ایستاد
پایی که مرا بگریزاند از خودم
از چشم و دهانی
که به من خیانت کردند