ما که تا حا لا همه ی بازی های زندگیمان را باخته ایم این بار نیز ناخواسته وارد بازی ای شدیم به اسم(اعترافات بعد از یلدا)
دوستان خواستند و ما اطاعت کردیم فقط به پاس دوستیشان
راستش بودن من بازی ای بود که خدا آن را شروع کرد و من ناگزیر دارم ادامه اش می دهم اما هنوز بازنده این بازی معلوم نیست
من یک شوخی ام لطفا جدی نگیرید
مشخصات فردی:
متولد فروردین:سبز تر از خواب درخت
تاریخ تولد:کمی آنطرفتر از انقلاب
محل تولد :سر زمین آبشار ها!
سن :۲۵قرن بیشتر از خودم
قد :متغییر(حدودا به ارتفاع قله ی سن بران)
وزن:با گوشت و پوست و استخوان و یک دنیا احساس سر هم به ۴۵کیلو نمی رسم
تحصیلات:دانشجوی مرمت(ویرانه ای که زیاد شاهکار کند خودش را می سازد)
تاریخ وفات:فروردین همان سال
علایق:خودم ـ تو ـ همه ی آنهایی که دوستم دارند(والبته مادرم به طور سفارشی)و
شب:چون تنها لحظه ای است که احساس می کنم همه ی جهان مال من است
شعر:برای من چیزی است معادل دی اکسید کربن برای درخت
شراب:(بر خیز و میان ببند ای ساقی چست کاندوه جهان به می فرو خواهم شست)معنایش را در ادبیات عرفانی بیابید
شجریان:دلیلش شنیدنی است
شمع:چون بی صدا گریه می کند (مثل من)
و خیلی شین های دیگر
از بین هنر ها عاشق سفال نقاشی و عکاسی ام
و دیوانه ی سینما
اولی ها را پشت سر گذاشته ام و دارم می دوم که به این آخری برسم
منفوریات:گاهی از همه حتی از خودم بدم می آید
دروغ:دلیل نمی خواهد
حرف زدن:البته با نااهلش
زندگی کردن:همان نفس کشیدن +خوردن وخوابیدن
و تکرار یک شعر برای معرفی بیشتر
نامم مریم است
نسبم به باد ها بر می گردد
وریشه ام به حاصلخیز ترین خاک ها
من از سرزمین آبشار ها می آیم
و چشمانم
دو خورشید کو چکند
که از کهکشان ها دور افتاده اند
مرا اگر به درخت پیوند دهید
میوه خواهم داد
دل خوشکنک ()