تب می تند به تنم
من پیله می شوم
که بال در بیاورم
دارم قفس می شوم
پروانگی ام را
دستم را نگیر
من جهنمم
و تبم هزار درجه بالای خداست
من کفر هزیان می کنم
وخدا
تند تند
لیست می گیرد
از گنا هان کبیره ام
دارد آتشفشانی از درونم سر باز می کند
من می سوزم
من به پروانه شدن نمی رسم
یاران
برایم گوری میان برف ها بکنید
دل خوشکنک ()