» گاهی مجبوری تکرار شوی.مثل این شعر بعد از سکوتی طولانی :: ۱۳٩٠/٦/٢٢
» خانم! آقا! :: ۱۳٩٠/٤/٢٢
» همیشه همین طور بوده... :: ۱۳٩٠/۳/٧
» 5دقیقه سکوت به احترام 30سال اندوه :: ۱۳٩٠/۱/٢۳
» سکوت چشم های تو :: ۱۳۸٩/۱۱/٢٥
» شعری برای تو و زمستان بی تو :: ۱۳۸٩/۱٠/۱٦
» سینه سرخ ها زود می میرند :: ۱۳۸٩/٩/٢۱
» برای تو. آری برای تو :: ۱۳۸٩/٦/٢
» تقدیم به همه ی آنهایی که دوستم ندارند :: ۱۳۸٩/٢/٢٦
» تولدت مبارک بهزاد عزیز :: ۱۳۸٩/۱/٢٠
» برای مهربانی و بیکرانگی سروش ستایش :: ۱۳۸۸/۱۱/۱٠
» برای زن برای فروغ :: ۱۳۸۸/۱٠/٩
» پنجره ها از تماشا خسته اند :: ۱۳۸۸/۸/٢۸
» برای آنکه از تنهایی ام سر برآورد و اندوهی به سنگینی کوه ها به من بخشید :: ۱۳۸۸/٦/۱۱
» زیر باران صدایم کن نازلی :: ۱۳۸۸/٤/۱۳
» زنی که خودش را در شعر هاش آتش زد :: ۱۳۸۸/۳/۱٧
» برای من که فرزند فروردینم :: ۱۳۸٧/۱٢/٢٧
» تا اطلاع ثانوی هوای پشت عینک آفتابی ام ابریست :: ۱۳۸٧/۱٢/٥
» سینه سرخ ها زود می میرند :: ۱۳۸٧/۱٠/۱٥
» خانم! آقا! :: ۱۳۸٧/٩/٢٠
» عزیزم سلام :: ۱۳۸٧/٩/٢
» برای مادرم_شبیه تر از هر چیزی به پاییز_و مهتاب عزیز که مهربانیش راپایانی نیست :: ۱۳۸٧/٧/٢٤
» بشنو اما باور نکن :: ۱۳۸٧/٦/٢٤
» چشم مال تماشاست اگر بگذارند :: ۱۳۸٧/٤/۳٠
» برای آمیتیس خوشبخت ترین زن جهان :: ۱۳۸٧/٤/٥
» سال ها می گذرد جز تو کسی نیست مرا :: ۱۳۸٧/۳/۱۱
» شعری که 4ماه و 14 روز از تاریخ تولدش می گذره :: ۱۳۸٧/٢/٢۳
» 27شمع خاموش :: ۱۳۸٧/۱/٢٤
» گره کور :: ۱۳۸٧/۱/٢۱
» راه ناگزیر :: ۱۳۸٦/۱٢/۸
» دوشنبه های برف :: ۱۳۸٦/۱٠/٢٦
» ايستگاه آخر :: ۱۳۸٦/٩/۱٢
» خوب يا بد :: ۱۳۸٦/۸/۱٧
» به کجا چنين شتابان؟ :: ۱۳۸٦/۸/٧
» هميشه خيلی زود دير می شود :: ۱۳۸٦/٧/٧
» باد می آيد :: ۱۳۸٦/۳/٢٤
» دنبال واژه می گردم :: ۱۳۸٦/۳/٢۱
» ای شعر ٬ای تلاطم بی انتها بجوش :: ۱۳۸٦/۳/۸
» دارم پوست می اندازم در پست مدرن :: ۱۳۸٦/٢/۱۸
» باران می بارد :: ۱۳۸٦/٢/٤
» اين کلمات به باران ختم نمی شود :: ۱۳۸٦/۱/٢٠
» برای فرياد زدن واژه می خواهم :: ۱۳۸٥/۱٢/٢٠
» من اين همه نيستم :: ۱۳۸٥/۱٢/۱٤
» پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند :: ۱۳۸٥/۱٢/٦
» تولد يک شعر :: ۱۳۸٥/۱۱/٢۸
» يک عنوان برای اين تصوير پيدا کنيد :: ۱۳۸٥/۱۱/٢
» هشدار به خواننده های وبلاگ های ادبی :: ۱۳۸٥/۱٠/٢٦
» بازی در بازی :: ۱۳۸٥/۱٠/۱٦
» همه چيز از تو شروع شد :: ۱۳۸٥/۱٠/۱۱
» سکوت ناصريا :: ۱۳۸٥/۱٠/٢
» هزيان های درخت در اغما :: ۱۳۸٥/٩/٢٧
» من به درون خويش گريخته ام :: ۱۳۸٥/٩/٢٢
» کسی شاعر این شعر را می شناسد؟ :: ۱۳۸٥/٩/٢۱
» قرار نبود جز شعر چيزی بنويسم اما... :: ۱۳۸٥/٩/۱۸
» آمده ام خودم را ويران کنم :: ۱۳۸٥/٩/۱٢
» دارم درخت می شوم :: ۱۳۸٥/٩/٧
» واما انسان... :: ۱۳۸٥/۸/٢٩
» رديف اخر دنيا :: ۱۳۸٥/۸/۱٧
» از ارتفاع خدا :: ۱۳۸٥/۸/٤
» مغزم را موریانه خورده :: ۱۳۸٥/٥/۱۱
» همیشه چیزی هست که گفته نمی شود :: ۱۳۸٥/٥/٤
» نامم مریم است :: ۱۳۸٥/٤/٢٩
» ۱۳۸٥/٤/٢٩ :: ۱۳۸٥/٤/٢٩